تبليغاتX
شاید وقتی دیگر ... - بخت ...
عاقبت منزل ما وادی خاموشانست حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز

چندان خطا کردم که او ، از من برنجید و برفت
چندان جفا کردم که او ، گریان ، نخندید و برفت
من ماندم و یک کوه غم ، من ماندم و یک دشت درد
او سیل اشکم را بدید ، من را نبخشید و ، ... برفت ...

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 13:54  توسط پیروز  |