تبليغاتX
شاید وقتی دیگر ...
عاقبت منزل ما وادی خاموشانست حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز

سرانجام ... می روم ...
دلتنگ ... بی اراده ... سرگردان ... خاموش ...
امروز هم باران می آید ... باران ... برای محو اشک هایم ...
چه آسان می گویم ... "می روم" ...
این سه سال به اندازه تمام عمرم بود ... تمام عمرم ...
حجم سنگین خاطره ها ... سایه به سایه با من می آید ...
لحظه لحظه اش به یادم می ماند ... می دانم ...
چه کنم این دل ... این دل شکسته رو ...

... ... ... ...

"ز خاک سعدی شیراز بوی عشق آید ... "

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 21:41  توسط پیروز  |