تبليغاتX
شاید وقتی دیگر ...
عاقبت منزل ما وادی خاموشانست حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز
 

...
چرا برف نمی بارد ...
من می خواهم به دنبال رد پاها بروم ...
می خواهم از کوچه های مه گرفته و تاریک عبور کنم ...
می خواهم از خیابانهای پر دود و صدا بگذرم ...
می خواهم رد پایی را تا آن جا که می شود ... دنبال کنم ...
...
کنار نهری یخ زده تکه ای قندیل پیدا کنم ...
از درختی که خود را برای خواب زمستانی آماده می کند برگی بخواهم ...
در هوای سرد تنفس کنم ... گلوله برفی درست کنم ...
می خواهم با بخار دهانم دودکش بسازم ...
...
می خواهم لباس گرم بپوشم ...
پنجره را که می گشایم از سردی هوا شوکه شوم ...
می خواهم بخاری روشن کنم ...
جلو شومینه داستانهای مصور بخوانم ...
پشت پنجره در یک روز برفی ... یک لیوان چای داغ بنوشم ...
می خواهم در شب های بی پایان ... شب های روشن ... زود نخوابم ...
می خواهم زمان بایستد ... حتی ... حتی برگردد ...
...
...
...
پس چرا برف نمی بارد؟ ... پس کی زمستان می شود ؟! ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 13:58  توسط پیروز  | 


...
یک رویای ناتمام ... سرد و کابوس وار ...
آن قدر واقعی که هنوز ... همچنان ... می لرزم ...
بر می خیزم ... پنجره باز است ... پرده بی تابانه ... موج بر می دارد ...
بیرون ... هنوز زمزمه لحظه های تاریکی جاری ست ...
پنجره را می بندم ... پرده را هم ...
 بر لبه تخت می نشینم ...
هنوز می شنوم ... حس می کنم ...
مگر خواب نبود ؟ ... کابوس نبود ؟ ... واقعی بود ؟! ...
سرم را در میان دست هایم می گیرم ...
... ... های های گریه هایم را گویی پایانی نیست ... ...
... ... ... ...


" کجاست؟... بگو ! .. . "

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 22:1  توسط پیروز  | 

 

... این روزها ... می گذرند ...
... به سرعت ... و ... هر روز ...
... به روز رفتن ... نزدیک و نزدیک تر ... می شوم ...
... کم کم ... دلیلی ... بهانه ای ... منطقی ... برای ماندن ... باقی نمی ماند ...
... و من ... دلتنگ رفتن و دلتنگ ماندن ... می شوم و می مانم ... می مانم ...
... دیگر ... در و دیوار ... کوچه ها و خیابانها ... آدمها ... همه و همه ...
... حس دیگری ... بر می انگیرند ... جدایی ... برای آخرین بار دیدن ...
... و من باز دلتنگ تر می شوم ... خیلی دلتنگ تر ...
... این روز ها می گذرند ... بیخیال ... بیخیال تر ... و همچنان ... به سرعت ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 23:24  توسط پیروز  |