... کاش باران می آمد ...
... کاش با باران می آمد ...
... کاش می آمد ...
... کاش ...
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 7:50  توسط پیروز
|
چگونه می شود که تو ز خاطـرم جدا شـوی ؟
به یاد من نـباشی و رفــیق نـیمــه را شـوی ؟
جواب من نمی دهی ؟سلام من نمی کنی ؟
امــید بر دمـی که تـو ز غـیر من رهــا شـوی !
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 11:32  توسط پیروز
|