تبليغاتX
شاید وقتی دیگر ...
عاقبت منزل ما وادی خاموشانست حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز

... دعوتید ... همه ...  از همه جا ... تا همه جا ... اینجا ... در دلم ... نگاهم ... کنارم ... شما ... از شمایی که تنها یک بار دیدمتان ... تا شمایی که هر روز ... هر ساعت ... هر لحظه ... می بینمتان ... دعوتید ... به دلی که تنهاست ... به نگاهی که خسته ست ... به کناری که خالی ست ... خالی از شما ... بیایید ... نه وقتی که دیر شده ... نه وقتی که دیگر نیستم ... اکنون بیایید ... اکنون که ... دلم نگاهم کنارم ... در انتظار شماست ... امروز بیایید ... امروز ... تولدم است ... تولد من ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 12:0  توسط پیروز  | 

... آیا خاطره ای باقی مانده ... آیا کوچه ای نرفته ... هوایی تنفس نشده ... فریادی نکشیده ... آهنگی نشنیده ... آوازی نخوانده ... دستی نگرفته ... نگاهی ... بوسه ای ... مانده ... آخر بعد تو ... دیگر کجای این شهر ... می توانم آسوده باشم ... کجای این شهر بی تو ... کجای این خیابان های سرد و مه آلود ... کجای این کوچه های خسته و دلتنگ ... کجای این پیاده رو های دل مرده و سیاه ... بی تو ... سر کنم ...بعد تو ... دیگر ... آهسته نمی گریم ... از شادی ... فریادی نمی کشم ... از شوق ... چه ... بعد تو ... اشکی نمانده ... فریادی ... ... ... ... بعد تو ... نمی مانم ... هیچ جا ... 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 11:40  توسط پیروز  | 

... کاش من آخرین رهگذر کوچه های تنهایی بودم ... اما نیستم ... کاش من آخرین صدای بی صدای نقشی بی روح بودم ... اما نیستم ... کاش من آخرین صورتک خنده روی دل مرده بودم ... اما نیستم ... کاش من آخرین نشان بی نشان عبوری بی پایان بودم ... اما نیستم ... کاش من آخرین فریاد بی فریاد رس بودم ... اما نیستم ... کاش من آخرین درخواست بی جواب نا آشنا بودم ... اما نیستم ... کاش من ... ای کاش من ... آخرین ... عاشق تو ... بودم ... اما نیستم ... من عاشق ترین عاشق تو هستم  ... 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 9:42  توسط پیروز  |